پنجشنبه, 24 فروردین 1396 ساعت 08:26

قرار بود 40 درصد از دانش‌آموزان تحت پوشش برنامه‌های پیشگیرانه باشند که این عدد حالا فقط 15 درصد است

یک جورهایی هم گم‌اند هم پیدا، هم آسان به چشم می‌آیند و هم سخت پیدا می‌شوند. آن 3600نفری که به اذعان مدیرکل دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش حداقل یک بار موادمخدر مصرف کرده‌اند یا آن 136هزار دانش‌آموزی که در معرض ابتلا به مصرف مواد هستند، این‌گونه‌اند.

 

 

پاییز به نیمه رسیده بود که نادر منصورکیایی، مدیر کل دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی این دو آمار را ارائه داد، آماری که سال‌ها خیلی‌ها تشنه شنیدنش بودند، آماری از محصلانی که بظاهر رخت تحصیل به تن دارند، ولی در مکتب اعتیاد تلمذ می‌کنند.

این که این آمار تا چه اندازه دقیق است حتما موافقان و مخالفانی دارد، ولی آنچه بر سرش توافق است، وجود دانش‌آموزان مصرف‌کننده است. حتی پیشتر علی زرافشان، معاون متوسطه وزیر آموزش و پرورش هم گفته بود که باید وجود این دانش‌آموزان را پذیرفت چرا که کتمان آن سودی ندارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین به نقل از فارس منصورکیایی گفته است که وزارتخانه هیچ دانش‌آموز مصرف‌کننده‌ای را اخراج نمی‌کند، بلکه به جایش پای توافق‌نامه‌ای را با ستاد مبارزه با موادمخدر، وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی امضا کرده تا دانش‌آموزان در معرض خطر یا دانش‌آموزانی که دچار اختلال مصرف مواد هستند، شناسایی شده و ضمن دریافت خدمات مداخله‌ای در مدرسه اگر نیاز باشد برای درمان و حمایت‌های اجتماعی به دستگاه‌های همکار معرفی ‌شوند؛ او می‌گوید این موضوع در قالب بخشنامه و دستورالعمل به ادارات آموزش و پرورش نیز ابلاغ شده است.

با این حال هنوز هم می‌توان رد دانش‌آموزانی را پیدا کرد که به سبب گرایش به مواد مخدر از مدرسه طرد شده‌اند؛ طرد از سوی کسانی که می‌دانند پروسه درمان و بازگرداندن یک دانش‌آموز مصرف‌کننده به مدرسه تا چه حد دشوار است و در انتخابِ راه آسان، حذف فیزیکی را انتخاب می‌کنند.

اخراج راه علاج نیست

هشت ساله بود که برای درمان به یکی از مراکز درمان اعتیاد تهران آمد؛ معتاد، مالامال از افیون. صبح بعد از خروس‌خوان، بی‌آن‌که ناشتایی خورده باشند با خواهران و برادران و والدین می‌نشستند پای چراغ پیک‌نیکی و گرسنه، مواد دود می‌کردند، بعد هرکس می‌رفت پی‌ کار خویش و آن کودک هشت ساله راه کج می‌کرد سمت مدرسه.

او بیمارِ دکتر محمد عبدخدا، درمانگر اعتیاد بود، در زمانی نه چندان دور، کسی که در گفت‌وگو با جام‌جم از موارد مختلفی حرف می‌زند که در آن افراد در سن تحصیل، دختر و پسر، برای درمان نزدش می‌آیند. به گفته او، بعضی از اینها در حین مصرف مواد به مدرسه می‌روند و بعضی‌های دیگر یا طرد شده‌اند یا خودشان مدرسه را کنار گذاشته‌اند.

آن تعداد که اخراج می‌شوند سوژه بحث ما هستند، جمعیتی که آماری در موردشان وجود ندارد، دیروز هم معاون متوسطه وزیر آموزش و پرورش و مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی وزارتخانه در دسترس نبودند تا آماری اگر هست را از آنها جویا شویم. با این حال تریبون اظهار نظر وقتی به دکتر حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران رسید، او از بُن با اخراج دانش‌آموزان مصرف‌کننده مخالف بود چون آن را مترادف می‌دانست با طرد و طرد به زعم او غزل کسی را می‌سراید که آب از سرش گذشته است.

موسوی معتقد است اعتیاد دانش‌آموزی این پیام را می‌دهد که مواد برای فرد مبتلا کارکرد داشته، بنابراین اگر قرار است مواد از او گرفته شود باید جایگزینی مناسب برایش تعریف شود.

موسوی می‌گوید قدم گذاشتن در این راه سختی‌های زیادی دارد، نیاز به زمان دارد و بهره گرفتن از کمک مشاوران، مددکاران و روان‌شناسان، آن هم نه فقط برای درمان دانش‌آموز مبتلا که برای راهنمایی معلمان و مدیران و اولیا و حتی همکلاسی‌های او.

او می‌گوید: آسان نیست، می‌داند که دشوار است اما در کسوت یک مددکار اجتماعی باور دارد که همراهی و پشتیبانی از دانش‌آموز مبتلا به اختلال مصرف ضروری است.

بودجه ناچیز، نیروی انسانی اندک

یک لحظه تامل: سال95 بودجه پیشگیری از اعتیاد در کل کشور 15 میلیارد تومان بود و بودجه حوزه دانش‌آموزی هفت‌میلیارد تومان، می‌شود نزدیک به نیمی از بودجه پیشگیرانه برای دانش‌آموزان. به‌ظاهر عدد بزرگی است، اما وقتی حمید صرامی، مشاور دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر به باشگاه خبرنگاران جوان گفت که هفت میلیارد تومان بودجه برای 5/13میلیون دانش‌آموز، یک میلیون فرهنگی و 26 میلیون پدر و مادرکافی نیست، بعد هم ایرنا خبر داد که پرویز افشار، معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر گفته است قرار بود 40درصد جمعیت دانش‌آموزی تحت پوشش برنامه‌های پیشگیرانه اعتیاد قرار بگیرند، اما به دلیل کمبود نیروی انسانی فقط 15درصد از آنها تحت پوشش قرار گرفتند.

این کمبودها درحالی پیشگیری از اعتیاد برای جمعیت در معرض آسیب دانش‌آموزی را در مضیقه قرار داده که کارشناسان، پیشگیری و آموزش را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر می‌دانند، حتی موسوی چلک می‌گوید: انجمن‌های اولیا و مربیان برای توجیه خانواده دانش‌آموزان باید وارد کار شوند و عبدخدا تاکید می‌کند که باید دانش‌آموزان را با موادمخدر و تبعات شوم گرایش به آن آشنا کرد.

همه اینها اما بودجه می‌خواهد و نیازمند نیروی انسانی کافی و متخصص است، دلسوزی هم باید چاشنی شود تا همراه شدن این سه ضلع مثلث به مصون ماندن دانش‌آموزان از موادمخدر و اعتیاد منجر شود.

 

بازگشت به بالا