1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>
پنجشنبه, 04 شهریور 1395 ساعت 09:27

شعر طنز - کشیدی و نکشیدم

در آن غروب بهاری، حدود ساعت شش- هفت

پنجشنبه, 14 مرداد 1395 ساعت 14:04

شعر طنز - گمشده

پسری داشتیم پیش از این

سه شنبه, 05 مرداد 1395 ساعت 17:16

شعر طنز - شاعر علفی

جنس خوبی کشیده‌ام که مپرس

پنجشنبه, 24 تیر 1395 ساعت 12:00

شعر طنز - دود می کنند

جداً چقدر نسل جوان دود می‌کنند

دوشنبه, 14 تیر 1395 ساعت 11:01

شعر طنز - در باب کشش!

اهل دودم! هر چه می‌آید به دستم، می‌کشم

پنجشنبه, 27 خرداد 1395 ساعت 17:59

داستان کوتاه - آموزشگاه موسیقی

«آموزشگاه موسیقی... با استفاده از اساتید مجرب و.. از مبتدی تا حرفه ای...»

پنجشنبه, 27 اسفند 1394 ساعت 11:55

داستان - چرخ زندگی (قسمت سوم)

سعید در حالی که چشمانش سرخ شده بود با دستپاچگی به دکتر گفت: آقای دکتر فقط زنم، هرکاری می­ خواید بکنید فقط رؤیا زنده بمونه!

چهارشنبه, 26 اسفند 1394 ساعت 16:28

داستان - چرخ زندگی (قسمت دوم)

فردای آن شب تلخ و سخت، سعید در حیاط دانشگاه منتظر علی بود، می­خواست هرطوری شده دوستش را نجات دهد، علی را که از دور دید برخلاف همیشه همان­طور بی­ حرکت ایستاد، علی روبه­ رویش بود اما او از نگاه کردن به چشمانش طفره می­رفت، نمی­­دانست چه­ طور باید با او برخورد کند؟ دوباره مثل قبل گرم و صمیمی باشد یا اینکه دوستش را بین مشتی گرگ و دیو تنها بگذارد و برای همیشه او را از زندگیش بیرون کند، علی دستی به پشتش کشید و مثل قبل گفـت: سلام رفیق...

پنجشنبه, 29 بهمن 1394 ساعت 12:41

داستان - چرخ زندگی (قسمت اول)

خنده­ های بهاره تمام خانه را پر کرده بود، ذوق و شوق مدرسه در چشمانش موج می­ زد، مرتب زیپ کیفش را باز می­ کرد، کتاب­ ها، جامدادی، لیوان و... همه چیز را چک می­ کرد، سعید کنارش نشسته بود، نگاهش به بهاره بود و گوشش پر از صدای خنده­ ها و شادی­ های او. دلش می­ خواست بتواند گذشته را مچاله کند و دور بریزد، اما خاطرات رؤیا را که به یاد می ­آورد همه تلخی­ ها را از یاد می ­برد.

چهارشنبه, 28 بهمن 1394 ساعت 09:41

شعر - خوابگاهی برای عالم ها

آمدی تا به اوج پر بزنی، پس پُر از عشق کن نگاهت را

صفحه 1 از 5

اختلال حافظه، توهم، بدبینی و جنون روانی، سوغات مصرف شیشه است.                              والدین گرامی: با پرهیز از تحقیر، تنبیه بدنی و مقایسه، آسیب پذیری فرزندتان را در برابر اعتیاد کاهش دهید.                              باور نادرستی که خیلی ها را معتاد کرد: اگر ظرفیت داشته باشی، مصرف تفریحی مواد معتادت نمی کند.                             نوجوان عزیز: اعتیاد با این جملات شروع می شود: بیا امتحان کن، فقط یکبار.                             این خانواده ها مراقب باشند: خانواده های از هم پاشیده، بی بند و بار، سخت گیر و کم اطلاع در مورد اعتیاد.